<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای زندگی, هستن, آزادگی, کاویدن, آفرینندگی</title>
	<atom:link href="http://thinkingfree1.wordpress.com/comments/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://thinkingfree1.wordpress.com</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Tue, 03 Nov 2009 01:45:15 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای اااااه باز هم جبر و اختیار!!! با نیم &#187; جبر یا اختیار &#8211; ۲</title>
		<link>http://thinkingfree1.wordpress.com/2008/12/19/%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d9%87%d9%85-%d8%ac%d8%a8%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c%d8%a7%d8%b1/#comment-9</link>
		<dc:creator>نیم &#187; جبر یا اختیار &#8211; ۲</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 03 Nov 2009 01:45:15 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://thinkingfree1.wordpress.com/?p=54#comment-9</guid>
		<description>[...] (!) قرار بگیرد که خیلی از آنها را دور نمی انداختم. این هم یک نقد جدید بر نوشتار قدیمی. این قدر شرمنده نکنید. فکر می کنم بهتر [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] (!) قرار بگیرد که خیلی از آنها را دور نمی انداختم. این هم یک نقد جدید بر نوشتار قدیمی. این قدر شرمنده نکنید. فکر می کنم بهتر [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای آهنگها و خاطرات با مريم</title>
		<link>http://thinkingfree1.wordpress.com/2008/08/07/%d8%a2%d9%87%d9%86%da%af%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%aa/#comment-8</link>
		<dc:creator>مريم</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 11 Jan 2009 06:20:40 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://thinkingfree1.wordpress.com/2008/08/07/%d8%a2%d9%87%d9%86%da%af%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%aa/#comment-8</guid>
		<description>جالبه كه من هم كلي از اين آهنگ ها رو گوش كرده بودم ولي اسم گروه رو نمي دونستم. مرسي از بابت لينك دانلود. آهنگ ها رو گرفتم و دوباره گوش كردم و خيلي لذت بردم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جالبه كه من هم كلي از اين آهنگ ها رو گوش كرده بودم ولي اسم گروه رو نمي دونستم. مرسي از بابت لينك دانلود. آهنگ ها رو گرفتم و دوباره گوش كردم و خيلي لذت بردم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای اااااه باز هم جبر و اختیار!!! با مريم</title>
		<link>http://thinkingfree1.wordpress.com/2008/12/19/%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d9%87%d9%85-%d8%ac%d8%a8%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c%d8%a7%d8%b1/#comment-7</link>
		<dc:creator>مريم</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 10 Jan 2009 06:06:13 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://thinkingfree1.wordpress.com/?p=54#comment-7</guid>
		<description>سلام. وبلاگ جديد مبارك. مطالبي كه گذاشتين خيلي خوندني و قشنگن. اميدوارم شاد و موفق باشين.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام. وبلاگ جديد مبارك. مطالبي كه گذاشتين خيلي خوندني و قشنگن. اميدوارم شاد و موفق باشين.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای اااااه باز هم جبر و اختیار!!! با thinkingfree1</title>
		<link>http://thinkingfree1.wordpress.com/2008/12/19/%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d9%87%d9%85-%d8%ac%d8%a8%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c%d8%a7%d8%b1/#comment-6</link>
		<dc:creator>thinkingfree1</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 03 Jan 2009 21:22:18 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://thinkingfree1.wordpress.com/?p=54#comment-6</guid>
		<description>به ناصر:
سلام
درباره نکته اول باید بگم که من گفته ام: &quot;ناصر با استفاده از اصل ابطال پذیری پوپر, جبری بودن جهان را مسئله ای متافیزیکی دانست. به نظر من این روش استدلال کردن برای جبر مشکل داره و آدمهای زیادی در یک قرن گذشته آن را نقد کرده اند.&quot;
که جمله اول مربوط به شماست در نقد مطلب نیما و جمله دوم بر می گرده به روش استدلال نیما و نه شما. حق با شماست و جمله ام مشکل داره که درستش کردم و نوشتم &quot;روش استدلال کردن نیما&quot;.
درمورد نکته دوم, من دقیقا منظورت رو نفهمیدم ولی در کل من با رابطه پیش بینی کردن و مختار بودن در تعریف مشکل داشتم نه ناظر.
اما نکته سوم, از آنجا که دو مطلب قبلی در مورد وجود اختیار صحبت کرده بودند و نظراتی درباره وجود اختیار داده بودند, من در نوشته شما بدنبال دیدگاه شما درباره وجود اختیار بودم که ندیدم و حس کردم به نحوی از هدف دو مطلب قبل فاصله گرفته ای. روش شما درست و شما مجاز به انتخاب پایه های استدلال خود هستی ولی اگر پایه درنظر گرفته شده قابل اثبات نباشد. مثلا اگر در ابتدا بگویی که جبر یا اختیار قابل اثبات نیست یا متافیزیکی هستند به طوریکه از دیدگاهی جبر درست و از دیدگاهی اختیار, در این صورت شما مجاز به فرض کردن یا نکردن وجود اختیار هستید. مثلا وجود خدا یک مقوله متافیزیکی است و کسی نمی تواند وجود یا عدم وجود خدا را اثبات کند و در نتیجه هر کسی مجاز به فرض کردن وجود یا عدم جود یا هر چیز دیگری است چون کسی نمی داند. یا جهان را می توان با خاصیت موجی بررسی کرد یا ذره ای, چون نمی توان یکی از آنها را رد کرد. پس حداقل بهتر بود قبل از این فرض, به نمی دانم در مورد جبر یا اختیار اشاره می کردی یا وجود اختیار را ثابت می کردی و بعد از واضح شدن نظرت درمورد فلسفه وجودی اختیار به ادامه مطلب می پرداختی. چون من نفهمیدم که چطور این فرض را کرده ای.
در انتها متشکرم از نظر و نکاتت. اگرچه در امر وبلاگ نویسی کم تجربه ام ولی امیدوارم با ارتباط با شما از تجربه شما در وبلاگ نویسی استفاده کنم.
شاد باشی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به ناصر:<br />
سلام<br />
درباره نکته اول باید بگم که من گفته ام: &#8220;ناصر با استفاده از اصل ابطال پذیری پوپر, جبری بودن جهان را مسئله ای متافیزیکی دانست. به نظر من این روش استدلال کردن برای جبر مشکل داره و آدمهای زیادی در یک قرن گذشته آن را نقد کرده اند.&#8221;<br />
که جمله اول مربوط به شماست در نقد مطلب نیما و جمله دوم بر می گرده به روش استدلال نیما و نه شما. حق با شماست و جمله ام مشکل داره که درستش کردم و نوشتم &#8220;روش استدلال کردن نیما&#8221;.<br />
درمورد نکته دوم, من دقیقا منظورت رو نفهمیدم ولی در کل من با رابطه پیش بینی کردن و مختار بودن در تعریف مشکل داشتم نه ناظر.<br />
اما نکته سوم, از آنجا که دو مطلب قبلی در مورد وجود اختیار صحبت کرده بودند و نظراتی درباره وجود اختیار داده بودند, من در نوشته شما بدنبال دیدگاه شما درباره وجود اختیار بودم که ندیدم و حس کردم به نحوی از هدف دو مطلب قبل فاصله گرفته ای. روش شما درست و شما مجاز به انتخاب پایه های استدلال خود هستی ولی اگر پایه درنظر گرفته شده قابل اثبات نباشد. مثلا اگر در ابتدا بگویی که جبر یا اختیار قابل اثبات نیست یا متافیزیکی هستند به طوریکه از دیدگاهی جبر درست و از دیدگاهی اختیار, در این صورت شما مجاز به فرض کردن یا نکردن وجود اختیار هستید. مثلا وجود خدا یک مقوله متافیزیکی است و کسی نمی تواند وجود یا عدم وجود خدا را اثبات کند و در نتیجه هر کسی مجاز به فرض کردن وجود یا عدم جود یا هر چیز دیگری است چون کسی نمی داند. یا جهان را می توان با خاصیت موجی بررسی کرد یا ذره ای, چون نمی توان یکی از آنها را رد کرد. پس حداقل بهتر بود قبل از این فرض, به نمی دانم در مورد جبر یا اختیار اشاره می کردی یا وجود اختیار را ثابت می کردی و بعد از واضح شدن نظرت درمورد فلسفه وجودی اختیار به ادامه مطلب می پرداختی. چون من نفهمیدم که چطور این فرض را کرده ای.<br />
در انتها متشکرم از نظر و نکاتت. اگرچه در امر وبلاگ نویسی کم تجربه ام ولی امیدوارم با ارتباط با شما از تجربه شما در وبلاگ نویسی استفاده کنم.<br />
شاد باشی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای اااااه باز هم جبر و اختیار!!! با ناصر</title>
		<link>http://thinkingfree1.wordpress.com/2008/12/19/%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d9%87%d9%85-%d8%ac%d8%a8%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c%d8%a7%d8%b1/#comment-5</link>
		<dc:creator>ناصر</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 03 Jan 2009 19:19:25 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://thinkingfree1.wordpress.com/?p=54#comment-5</guid>
		<description>سلام مجدد
مطلبت را بادقت و چندین بار خواندم. شیوه‌ی استدلات جالب بود. فقط می‌خواستم به سه نکته درباره‌ی ارجاعاتت به نوشته‌ی خودم اشاره کنم:

1- منظورت رو از مشکلات استدلال من درباره‌ی تعریف نیما از جبر با استفاده از اصل ابطال‌پذیری متوجه نشدم (که گفته‌ای آدم‌های زیادی در قرن گذشته آن را نقد کرده‌اند). سعی من این بود که بگویم آن نظریه، علمی نبود و حداقل کاملا علمی نبود چون همیشه راه فرار باریکی برای توجیه تناقضاتش با جهان واقع برای خود نگه می‌داشت.

2- گفته‌ای که من در ابتدا گفته‌ام: ” يک سيستم نسبت به کسي که تمام رفتار آينده‌ي آن را پيش‌بيني کند، مجبور است ولي نسبت به کسي که نتواند همه چيز را درباره‌اش به يقين پيش‌بيني کند، مختار است”. در حالی‌که این گفته‌ی من نیست بلکه (در کنار مشکل وابستگی تعریف سیستم مجبور به تعریف دانای کامل و بالعکس) مشکل دوم تعریفی است که از وارد کردن عنصر ناظر دانای کامل یا ناقص به تعریف‌مان وارد می‌شود و آن اینکه یک سیستم ممکن است نسبت به یک ناظر مجبور باشد و نسبت به یک ناظر دیگر مختار. درحالیکه تصور من بر این است که جبر یا اختیار یک فاعل به هیچ ناظر بستگی ندارد.

3- گفته‌ای که من فرض را بر وجود اختیار گرفته و سپس به تاثیر پذیری و چگونگی آن پرداخته‌ام. کاملا حرفت درست است. فکر می کنم این روش‌ علمی پذیرفته‌شده است. مثلا یک دانشمند که اعتقاد به خاصیت موجی نور دارد، فرض را بر آن گذاشته و سعی می‌کند رویدادهای جهان واقع و آزمایش‌های تجربی را با تکیه بر این فرض توجیه کند. درواقع هیچ راه دیگری نیز ندارد. کسی نیست که از موجی یا ذره‌ای بودن نور مطمئن باشد و یک نظریه با یک سری مفروضات سعی می کند علاوه بر توجیه چیزهای پذرفته‌ی قبلی، رویدادهای مبهم و بدون جواب را نیز توضیح داده و بدین ترتیب به حقیقت نزدیک شود. من هم با فرض وجود اختیار، سعی کرده‌ام برخی مثال‌های موجود در نوشته‌ی دوستانم را دوباره بررسی کرده و رویدادهای مبهم  را به آن حواله دهم (مثل همان تاثیر جامعه یا قدرت که خودت هم به درستی کامل به آن اشاره کرده‌ای و نیز تنوع و گوناگونگی فراوان موجود در زندگی‌های بشری).</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام مجدد<br />
مطلبت را بادقت و چندین بار خواندم. شیوه‌ی استدلات جالب بود. فقط می‌خواستم به سه نکته درباره‌ی ارجاعاتت به نوشته‌ی خودم اشاره کنم:</p>
<p>1- منظورت رو از مشکلات استدلال من درباره‌ی تعریف نیما از جبر با استفاده از اصل ابطال‌پذیری متوجه نشدم (که گفته‌ای آدم‌های زیادی در قرن گذشته آن را نقد کرده‌اند). سعی من این بود که بگویم آن نظریه، علمی نبود و حداقل کاملا علمی نبود چون همیشه راه فرار باریکی برای توجیه تناقضاتش با جهان واقع برای خود نگه می‌داشت.</p>
<p>2- گفته‌ای که من در ابتدا گفته‌ام: ” يک سيستم نسبت به کسي که تمام رفتار آينده‌ي آن را پيش‌بيني کند، مجبور است ولي نسبت به کسي که نتواند همه چيز را درباره‌اش به يقين پيش‌بيني کند، مختار است”. در حالی‌که این گفته‌ی من نیست بلکه (در کنار مشکل وابستگی تعریف سیستم مجبور به تعریف دانای کامل و بالعکس) مشکل دوم تعریفی است که از وارد کردن عنصر ناظر دانای کامل یا ناقص به تعریف‌مان وارد می‌شود و آن اینکه یک سیستم ممکن است نسبت به یک ناظر مجبور باشد و نسبت به یک ناظر دیگر مختار. درحالیکه تصور من بر این است که جبر یا اختیار یک فاعل به هیچ ناظر بستگی ندارد.</p>
<p>3- گفته‌ای که من فرض را بر وجود اختیار گرفته و سپس به تاثیر پذیری و چگونگی آن پرداخته‌ام. کاملا حرفت درست است. فکر می کنم این روش‌ علمی پذیرفته‌شده است. مثلا یک دانشمند که اعتقاد به خاصیت موجی نور دارد، فرض را بر آن گذاشته و سعی می‌کند رویدادهای جهان واقع و آزمایش‌های تجربی را با تکیه بر این فرض توجیه کند. درواقع هیچ راه دیگری نیز ندارد. کسی نیست که از موجی یا ذره‌ای بودن نور مطمئن باشد و یک نظریه با یک سری مفروضات سعی می کند علاوه بر توجیه چیزهای پذرفته‌ی قبلی، رویدادهای مبهم و بدون جواب را نیز توضیح داده و بدین ترتیب به حقیقت نزدیک شود. من هم با فرض وجود اختیار، سعی کرده‌ام برخی مثال‌های موجود در نوشته‌ی دوستانم را دوباره بررسی کرده و رویدادهای مبهم  را به آن حواله دهم (مثل همان تاثیر جامعه یا قدرت که خودت هم به درستی کامل به آن اشاره کرده‌ای و نیز تنوع و گوناگونگی فراوان موجود در زندگی‌های بشری).</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای اااااه باز هم جبر و اختیار!!! با thinkingfree1</title>
		<link>http://thinkingfree1.wordpress.com/2008/12/19/%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d9%87%d9%85-%d8%ac%d8%a8%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c%d8%a7%d8%b1/#comment-4</link>
		<dc:creator>thinkingfree1</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 20 Dec 2008 16:03:57 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://thinkingfree1.wordpress.com/?p=54#comment-4</guid>
		<description>خیلی ممنون. منتظر نظرت هستم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خیلی ممنون. منتظر نظرت هستم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای اااااه باز هم جبر و اختیار!!! با ناصر</title>
		<link>http://thinkingfree1.wordpress.com/2008/12/19/%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d9%87%d9%85-%d8%ac%d8%a8%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c%d8%a7%d8%b1/#comment-3</link>
		<dc:creator>ناصر</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 20 Dec 2008 10:49:39 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://thinkingfree1.wordpress.com/?p=54#comment-3</guid>
		<description>وبلاگ نو مبارک. 
چند چیز به ذهنم می رسه که سعی می کنم مرتبشون کنم و همینجا بهشون اشاره کنم.
مرسی که مطلب من رو هم خوندی و بحث رو پی گرفتی.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>وبلاگ نو مبارک.<br />
چند چیز به ذهنم می رسه که سعی می کنم مرتبشون کنم و همینجا بهشون اشاره کنم.<br />
مرسی که مطلب من رو هم خوندی و بحث رو پی گرفتی.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ها برای اااااه باز هم جبر و اختیار!!! با نیم &#187; جبر و اختیار - ۳</title>
		<link>http://thinkingfree1.wordpress.com/2008/12/19/%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d9%87%d9%85-%d8%ac%d8%a8%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c%d8%a7%d8%b1/#comment-2</link>
		<dc:creator>نیم &#187; جبر و اختیار - ۳</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 19 Dec 2008 19:22:58 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://thinkingfree1.wordpress.com/?p=54#comment-2</guid>
		<description>[...] (!) قرار بگیرد که خیلی از آنها را دور نمی انداختم. این هم یک نقد جدید بر نوشتار قدیمی. این قدر شرمنده نکنید دوستان. فکر می [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] (!) قرار بگیرد که خیلی از آنها را دور نمی انداختم. این هم یک نقد جدید بر نوشتار قدیمی. این قدر شرمنده نکنید دوستان. فکر می [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
